اربعين هم از راه رسيد ....
چهل روز از عاشورا گذشت خوش به حال اونهايي كه امروز دارن گرد ضريح مولا طواف ميكنن
خدا قسمت همه كنه زيارت اربعين امام حسين رو
تو اين چند روز داشتم كتاب شيعه ي دكتر شريعني رو ميخوندم
يك قسمت از كتاب كه برايم جالب آمد و بي مناسبت هم نيست كه گفته بشه را اينجا ميارم :
"عزاداري نه يك روز نه ده روز نه يك ماه نه دو ماه بلكه در تمام سال
براي چه ؟
براي اينكه ملتي در شهادت زندگي ميكند و بايد عزادار باشد و در مجلس عزاي خويش شهادت را باز گو كند
و با ياد آوردن از شهيدانش شهيداني تازه بسازد
و به اين دليل است كه دستگاههاي قدرت با تمامي قدرتشان مي كوشند تا از برگزاري اين مجالس جلوگيري كنند
روشنفكري از شيعه اي پرسيده بود اين همه هياهو و اين همه ابراز احساسات واين همه حسين حسين و محرم و صفر و همه هفته و همه ماه و همه سال چرا؟
گفته بود ما مار گزيده ايم در مورد غدير سكوت كرديم و ديديم كه چگونه همه چيز را شستند و و از بيخ زيرش زدند
اين است كه در مورد عاشورا مرتكب اين اشتباه نمي شويم در شادي و غم ، عروسی و عزا ، در آب خوردن و غذا خوردن و در همه حال حسین حسین میگوییم و عاشورا عاشورا و کربلا کربلا تا نسل ما و نسلهای بعد از ما فراموش نکنند که بر شیعه چه گذشت و بدانند بر شیعه چه می گذرد
پس اگر می خواهی باور کنم که از مایی ، وقتی از "محمد " میگویی از علی میگویی از قرآن می گویی و از هرچه می گویی باید به کربلا گریز بزنی باید امضا کربلا داشته باشد تا سندیت داشته باشد
محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد
نبوتی را قبول دارم که پیامش را در عاشورا کمال می بخشد
قرآنم قرآنی است که به کربلا وصل می شود
ابراهیمم ابراهیمی است که به حسین می پیوندد
و اسماعیلم اسماعیلی است که به پسر حسین می رسد
من بی حسین هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمیپذیرم
